X
تبلیغات
رویانا - بيماريهاي مهم در بازرسي گوشت
رویانا
دانشجویان دامپزشکی دانشگاه بوعلی سینا

  

بيماريهاي مهم در بازرسي گوشت و نحوه تشخيص و قضاوت در مورد آنها :

1- آبله ( Pox ) :

بيماري عفوني ويروسي است . عامل آن Herpes Virus است . در گوسفند و بز و طيور معمولاً اين بيماري به صورت همه گيري شديد بروزمي كند ولي در گاو معمولاً شدت كمتري دارد.

علائم بيماري :

معمولاً در گاو و دانه هاي آبدار وجود دارد كه به صورت قرمز رنگ ، تاولي و آبدار است و بيشتر در پستان و سرپستانها (‌ Teat ) دانه هاي آبله ايجاد مي شوند و در گوسفند و بز علاوه بر پستانها در پوست اطراف پلك چشم ، گونه ها ، لبها ، سطح داخلي ران ، قسمت خلفي زير شكم ، زير دم و كلاً جاهايي كه مو يا پشم كمتري دارند بروز مي كند . در بازرسي قبل از كشتار اين بيماري بايد تشخيص داده شود و دام مبتلا به آبله را بايد در سالن كشتاردامهاي مظنون و يا سالن كشتاراضطراري ذبح كنند .

ضايعات نعشي يا كالبد گشايي :

ضايعات آبله علاوه بر پوست ممكن است در مخاط دهان ، بيني ، حلق ، حنجره وناي هم ديده شود . ممكن است تورم و پرخوني در مخاط شيردان و روده ها هم وجود داشته باشد .

قضاوت : اگر كشتار در مرحله بحراني ( حاد ) بيماري باشد امكان بروز تب زياد است و لاشه تب دار خونگيري ناقص داشته و بايد حذف شود . اگر مطمئن باشيم لاشه تب دار بوده و خونگيري ناقص داشته بنابراين بايد حذف كلي شود . اگر به تبدار بودن و خونگيري ناقص مشكوك باشيم ، لاشه را موقتاً ضبط مي كنيم و معمولاً 24 ساعت لاشه را در سردخانه در دماي بالاي صفر (زير10 درجه) نگه مي دارند و بعد آزمايشات تكميلي انجام مي دهند . در صورت منفي بودن نتايج آزمايش مي توان اجازه مصرف لاشه را داد و در صورت مثبت بودن آزمايش لاشه ضبط كلي مي شود .

2- اكتينوباسيلوز Actinobacillosis ( Wooden Tongue ) :

عامل آن باكتري Actinobasillus Ligineresi است . بيماري باكتريايي و مزمن عفوني است و ضايعات آن گرانوماتولوژي است . اين بيماري بيشتر در گاو و خوك و به مقدار كمتر در گوسفند و بز و ساير حيوانات وجود دارد . اين بيماري در انسان هم ديده شده است .

ضايعات كالبد گشايي :

در گاو ، در غدد لنفاوي سر و عضلات جوشي و زبان وجود دارد . در گوسفند بيشتر در بافت زير جلدي ، غدد لنفاوي سر ، غدد لنفاوي پيش كتفي و ريه ها يافت مي شود ولي كلاً در اكثر بافتهاي نرم بدن مي توانيم اين ضايعات را مشاهده كنيم . در برش غدد لنفاوي دانه هاي ساچمه اي زرد رنگ با يك پوشش همبندي در مقطع غدد معمولاً به صورت اشعه وار وجود دارد . همچنين ممكن است عضلات جوشي ضخيم شده باشند و روي آنها به طرف داخل يا خارج ، زخم شده باشد . زبان حجيم شده و در اثر افزايش بافت پيوندي حالت سفت و سخت پيدا كرده و اصطلاحاً به آن زبان چوبي Wooden Tongue گويند غدد لنفاوي هم ، در ملامسه بزرگتر و سفت تر از معمول هستند .

اين بيماري ممكن است با سل اشتباه شود ولي در اين بيماري ضايعات پنيري ـ آهكي ( Caseus ) وجود ندارد . اكتينو باسيلوز در بـافــتـهاي نــرم مانـند كــبد ، ريه ، پستــان ، صفـاق و كـلاً بافتــهاي نرم ايجاد ضـايعات گل‌ كـمي شكـل مي كند كه به آنها Rosette Body مي گويند كه اين ضايعات تقريباً سفيد و يا كرم رنگ هستند.

قضاوت : چون اين بيماري از راه گوشت منتقل نمي شود تنها سر و قسمتهاي آلوده حذف مي شود و تنها در حالت عمومي كه تمام بدن را گرفته باشد حذف كلي مي شود .

3- اكتينومايكوز Actinomycosis :

جزء بيماريهاي مزمن است و عامل ايجادكننده آن Actinomyces Bovis است . كلاً اين بيماري بيشتر در گاو ، كمتر در گوسفند و بز و اسب ديده مي شود . انسان هم ممكن است كه به اين بيماري مبتلا شود .

ضايعات بيماري بيشتر مربوط به سر است و در استخوانهاي سر حالت تورم يك طرفه ايجاد مي كند كه اين تورم بسيار سفت و سخت است و به اين حالت Lumpy Jaw گويند . در استخوانهاي فك ، لثه و زبان ممكن است ضايعاتي ببنيم .

قضاوت : حذف

نكته : هر بيماري حتي ساده ترين بيماري ها ، اگر لاغري عمومي ، ضعف ، اِدِم و زردي در لاشه ايجاد كند قضاوت ما همان قضاوت عوارض عمومي ، يعنيحذف كلي لاشه است .

4- آدنوماتوز Adnomatosis :

بيماري ويروسي است . عامل آن Retro Virus است و ايجاد پنوموني مزمن در گوسفند و به ميزان گسترده در بز مي كند . در اين بيماري توده هايي شبيه تومور در اپي تليوم آلوئولهاي ريوي ايجاد مي شود كه اين توده ها خاكستري رنگ بوده و حالت گوشتي دارند . اندازه آنها معمولاً بين 1 تا 10 ميليمتر است . ضايعات آن بسيار شبيه به ضايعات انگل مولـِريوز ( Muleriosis ) است كه بايد ضايعات را با چاقو برش دهيم كه اگر انگل در داخل آن نبود به Adenomatosis مشكوك مي شويم . از طرف ديگر اگر اين توده هاي Adenomatosis را برش بزنيم لبه هاي برش به سمت بالا مي آيد و سطح ضايعه هم كمي براق است .

قضاوت : حذف ريه است ولي در مواردي كه منجر به ضعف عمومي و لاغري شديد دام شده باشد ضبط كلي صورت مي گيرد .

5- شاربن ـ سياه‌زخم Anthrax ( Splenic Fever ) :

عامل آن باكتري Bacillus Anthracis است . اين بيماري زئونوز است و در انسان از خراشهاي جلدي و زخم ، خوردن شير و گوشت آلوده منتقل مي شود .

علائم در دام زنده :

گاو : شامل تب ، افزايش تنفس ، پنوموني ،‌لرزش ماهيچه اي ، گاه يبوست و گاهي اسهال .

گوسفند : تب ، دندان قروچه ،‌ادم ناحيه قلب ،‌اسهال خوني .

ضايعات نعشي يا علائم كالبدگشايي :

نفخ شديد پس از مرگ ، خروج خون از منافذ طبيعي بدن ، پرخوني لاشه ، تورم و لجني شدن طحال ، وجود خون در حفرات بدن ، ( ممكن است خون در ادرار باشد ) ترد و شكننده شدن اُرگانهايي مانند قلب و كبد .

قضاوت : دام اصلاً نبايد كشتار شود و حتماً بايد معدوم شود و از بيماريهايي است كه وجود آن بايد به شبكه دامپزشكي گزارش شود . اگر دام مبتلا به شاربن كشتار شد بايد لاشه و كليه ضمايم آن ، همچنين يك لاشه قبل و يك لاشه بعد روي ريل ( لاشه ‌هاي طرفين ) معدوم شوند و بعد كشتارگاه كاملاً ضدعفوني شود . البسه تمام كارگران سوزانده شده و معمولاً كشتار در آن روز قطع مي شود .

6- آنسفاليت اسفنجي شكل گاو ـ BSE ( Bovine Spongiform Encephalitis ) :

عامل آن پريون Prion است كه حدس زده مي شود پروتئيني با جرم مولكولي بالا است كه روي قسمتهايي از بافتهاي عصبي مي نشيند و عمل آنها را مختل مي كند .

اين بيماري روند مزمني دارد و ممكن است سالها طول بكشد تا بروز كند. اين بيماري اصلاً علائم كالبدگشايي ندارد و تنها ضايعات ميكروسكوپي دارد. .

پس در بازرسي قبل از كشتار بايد تشخيص داده شود . علائم آن شامل حالتهاي عصبي مانند عدم تعادل به خصوص در قسمتهاي خلفي ، تحريك پذيري بالا ، مشكل در جويدن و بلع ، اشتهاي دام طبيعي است ولي دام ضعيف و لاغر مي شود .

قضاوت :

چون احتمال مي دهند كه اين بيماري زئونوز باشد لاشه معدوم مي شود و حتي براي پودر گوشت هم مورد استفاده قرار نمي گيرد .

7- طاعون گاوي Rinder Pest :

عامل آن ويروسي از خانواده پاراميكسوويريده است . بيماري بسيار حادي در گاو است كه تا 90 درصد مرگ و مير دارد . ويروس در دستگاه گوارش و غدد لنفاوي ضايعاتي ايجاد مي كند كه همراه با زخم و خونريزي هستند .

بيماري ، واگيري بسيار بالايي در بين گاوها دارد . علايم ديگر آن اسهال خوني ، ترشحات از چشم و دهان و بيني ، لاغري شديد دام ، دهيدراته بودن و مرگ و مير بسيار بالا است .

قضاوت :

به علت تبدار بودن و ضعف ، دام در بازرسي قبل از كشتار حذف مي شود و در صورت كشتار ، كل لاشه حذف مي شود .

8- بروسلوز Brucellosis :

بيماري عفوني است كه عامل آن سويه هاي مختلف بروسلا هستند . در گاو ، خوك ، گوسفند ، بز ، اسب‌ ، سگ و انسان مي تواند بروز پيدا كند . در انسان طريقه انتقال بيشتر از طريق مصرف شير و لبنيات آلوده است و از گوشت و فرآورده هاي آن بندرت انتقال پيدا مي كند .

تشخيص : در بازرسي قبل از كشتار تشخيص مشكل است و اصولاً بوسيلة آزمايش امكان پذير است ولي علائم مهم بيماري در دام زنده عموماً سقط جنين در دام ماده ، تورم بيضه و مفاصل و لنگش است .

ضايعات كالبد گشايي :

ضخيم و متورم شدن پرده هاي جنيني ، پوشيده شدن كوتيلودونها از ماده چركي زرد رنگ و زرد خاكستري‌، ترشحات لزج و چركين در رحم دام ماده و در دام نر تورم اندانهاي جنسي بويژه بيضه ها و غلاف بيضه و همچنين ضايعات چركي و نكروزه در اين اندامها .

قضاوت :

اگر در بازرسي قبل از كشتار به بيماري مظنون شديم بايد در سالن دامهاي مظنون كشتار شود ولي اگر پس از كشتار مشخص شد ، اندامهاي آلوده در مورد گاو و خوك بايد ضبط شود و در مورد گوسفند و بز ابتدا آزمايشات ميكروبي انجام داده و بعد تصميم مي گيريم . اگر ميكروب در لاشه موجود بود لاشه بايد حذف شود .

9- تب برفكي FMD ( Foot and Mouth Disease ) :

بيماري حاد ويروسي است و عامل آن Ophta Virus است . بيشتر در گاو ديده شده و در گوسفند و بز كمتر وجود دارد و انسان به ندرت درگير مي شود .

علائم :

عبارتند از : بي اشتهايي ، عدم نشخوار ، خروج ترشحات از دهان ، لنگش ، كاهش شير ، سقط جنين ، جراحات تاولي در دهان و بين دو شاخ سم و همچنين سطح پشتي زبان و دستگاه گوارش . در اين بيماري احتمال وجود تب هست . ضايعات كالبد گشايي شامل تاولهاي برجسته و سفيد رنگ در دهان و بخصوص روي زبان ، لثه ها و بين دو شاخ سم است كه اين ضايعات ممكن است در اغلب موارد عفوني شوند . همچنين ممكن است تاول در پستان و مخاط شيردان هم ديـده شود . در گـاو و خوك در مراحـل آخر بيماري حالت دژنــراســيـون مـيـوكـارد ديـده مـي شــود كه به آن Tiger Heart ( قلب ببري ) مي گويند و اين حالت بيشتر در گوساله ها ديده مي شود . بيماري FMD در ايران بسيار زياد است و از لحاظ بهداشت عمومي با مشاهده اين بيماري بايد به سازمان دامپزشكي گزارش دهيم .

قضاوت :در كشورهاي پيشرفته كه بيماري ريشه كن شده است دام مبتلا بايد معدوم شود ولي در بقيه مناطق پس از حذف اندامهايي مانند سر ، زبان ، روده ، قلب و كلاً نقاط آلوده ،لاشه قابل مصرف است .

10- سل Tuberculosis :

عامل بيماري در انسان و گاو و طيور به قرار زير است :

در انسان : Mycobacterium Tuberculosis

در گـــاو : Mycobacterium Bovis

در طيـور : Mycobacterium Avium

انسان مي تواند هم سل گاوي و هم سل طيور را علاوه بر سل انساني بگيرد . گاو نيز مي تواند به سل انساني مبتلا شود . از طيور فقط طوطي سل انساني مي گيرد و بقيه طيور به اين سل مبتلا نمي شوند ولي طيور همگي هم به سل گاوي و هم به سل طيور مبتلا مي شوند .

سل يك بيماري مزمن و عفوني است كه در بسياري از حيوانات ، انسان و پرندگان به صورت حاد نيز بروز مي كند .

راههاي انتقال ميكروب علاوه بر راه تنفسي ، از طريق تنفس ، پوست ، دستگاه تناسلي ، انتقال عمومي از مادر به جنين و همچنين از راههاي گوارشي است مثلاً از شير و فرآوردهاي آن و گوشت مي تواند انتقال پيدا كند ولي احتمال انتقال از شير و فرآورده هايش كمتر است ، چون اين فرآورده ها اغلب پاستوريزه مي شوند و ميكروب سل در دماي پاستوريزاسيون از بين مي رود . در مرحلة حاد بيماري ، ميكروب در عضلات وجود دارد و انتقال آن از راه خوردن گوشت آلوده سيار آسان است .

معمول ترين راههاي انتقال ، تنفسي و گوارشي است .

ميكروب بعد از اينكه وارد دهان شد ، در لوزه ها مستقر مي شود و به غدد لنفاوي روده و ريه مي رود . اگر دوز ميكروب براي ايجاد عفونت به اندازه كافي باشد و ميزبان شرايط پذيرش بيماري را داشته باشد دانه هاي ريز خاكستري رنگ به اندازه ته سنجاق ، روي نسوج مربوطه تشكيل مي شود كه به آنها دانه هاي سل ارزني يا دانه هاي لنـك‌ ( ‌Leneck ) مي گويند كه اين سل ارزني را Miliary Tuberculosis گويند كه سل حاد اوليه است.

دانه هاي سرسنجاقي در كليه يا كبد 4/1 بيرون نسج و 4/3 داخل نسج هستند و اگر به وسيله يك چاقوي نوك تيز دانه هاي سر سنجاقي بيرون بياوريم گودي دانه ها باقي مي ماند . براي دانه هاي سل ارزني دو حالت ممكن است پيش آيد :

يا آنقدر زياد مي شوند كه ايجاد باكتريمي ( همراه جريان خون شده ) مي كنند و بيماري عمومي مي شود و سل حاد عمومي ايجاد مي شود يا با مقاومت ميزبان روبرو شده و جلوي گسترش آنها گرفته مي شود و اطراف اين دانه ها نكروزه و چروكيده مي شود . اين دانه هاي تبديل به مناطق نكروزه مي شوند و در اين حالت با انهدام ميكروبي روبرو هستيم ولي تعداد ميكروب هيچ وقت به صفر نمي رسد . پس از مدتي در داخل ضايعه و غدد لنفاوي مربوطه به خاطر مقاومت بدن ، حالت پنيري شدن ( Caseous ) يا كلســيمـي شدن ( Calcification ) يـا پنيـري ـ كلسـيمي شدن (Casco Calcification ) ايجاد مي شود كه در صورت برش غدد لنفاوي مربوطه صداي خش خش ايجاد شده و حالت پنيري يا كلسيمي شدن را در غدد لنفاوي شاهد هستيم كه به اين حالت سل مزمن و محدود گفته مي شود .

در صورت تضعيف سيستم ايمني ، اين ضايعات مجدداً مي توانند در بدن گسترش پيدا كرده و باكتريمي ايجاد كنند كه در اين حالت سل حاد ثانويه مي تواند ايجاد شود گاهي ميكروب در بدن وجود دارد ولي منتشر نمي شود و از بيرون ، مايكوباكتريوم جديدي وارد شده و سل حاد ثانويه ايجاد مي كند كه به اين حالت Suprainfection گويند .

در كشتارگاه اگر دانه هاي لنك يا سل ارزني را ببينيم بيانگر سل حاد است . ضايعات سلي معمولاً در ريه ها ، كبد ، كليه و طحال بيشتر ديده مي شود و اگر يك ضايعه كهنه يا مزمن گسترش پيدا كند و مجدداً باكتريمي ايجاد كند ، چون از طريق خون انتشار پيدا مي كند اولين عضو هايي كه درگير مي شوند ريه ها و كليه ها هستند .

قضاوت:

در لاشه گاو غدد لنفاوي برش داده مي شوند و اگر در يكي از غدد به ضايعات سلي برخورد كرديم ، تمامي مقاطع غدد بايد برش داده شوند . اگر جراحات كهنه و مزمن تنها در يك عضو ديده شود ، بيماري سل به صورت مزمن است و فقط اُرگان مربوطه ضبط مي شود . مثلاً با ديدن جراحات در كبد و غدد لنفاوي كبدي ، فقط كبد را حذف مي كنيم اگر يك غده لنفاوي سطحي درگير شده باشد منطقه زه كشي مربوط به آن غده حذف خواهد شد چون در اين زمان باكتريمي در خون نيست و در عضلات هم معمولاً موجود نمي باشد . مثلاً اگر در غدد لنفاوي و رتروفارينجيال ضايعه ديديم ، سر را حذف مي كنيم .

اگر دانه هاي سل ارزني يا دانه لنك ديديم چه در حالت حاد اوليه و چه در حالت حاد ثانويه به هر حال بيماري در مرحله حاد تلقي شده و نمايانگر آن است كه در اثر بيماري ، ميكروب در خون وجود دارد ، بنابراين حذف كلي لاشه صورت مي گيرد ، حتي اگر يك دانه سل ارزني يا لنك در كل لاشه ديديم ، همه لاشه حذف مي شود .

اگر ضايعات سلي را در چند غده لنفاوي در مناطق مختلف بدن ببينيم ، مثلاً روي غده لنفاوي سر يا غده لنفاوي پا يا دست ضايعات سلي را ديديم با اينكه سل مزمن محسوب مي شود ولي چون چند منطقه را درگير كرده بنابراين لاشه حذف كلي مي شود .

نكته : تظاهرات سل فقط دانه هاي ارزني نيست و به صورتهاي ديگر هم مي تواند تظاهر پيدا كند .

سل اگزوداتيو Exudative :

يك نوع سل حاد به نام اگزوداتيو Exudative يا ترشحي است كه بيشتر در غدد لنفاوي Mediastinal ديده مي شود . اگر اين غدد را شكاف دهيم يك سطح يكنواخت كاملاً مرطوب ، متورم و پنيري شكل مشاهده مي كنيم‌ . اين سل فقط ريه را درگير مي كند و نوعي سل حاد محسوب مي شود .

قضاوت : حذف كلي لاشه صورت مي گيرد .

سل مرواريدي Pearl Tuberculosis :

نوعي سل مزمن موضعي است . دانه هاي كِرِم رنگ به شكل مرواريد داخل قفسه سينه و ريه ها ديده مي شود كه حالت بد منظره اي دارند . داخل اين ضايعات ، آهكي شده است . اين دانه ها در قفسه سينه چسبندگي ايجاد مي كنند . احتمال وجود اين دانه ها در مناطق ديگر بدن از جمله حفره شكمي وجود دارد . با وجود اين ، اگر ضايعات در جاي ديگر غير از قفسه سينه ديده نشوند سل موضعي تلقي شده و تنها ناحيه قفسه سينه و امعاء و احشاء داخل قفسه سينه خارج مي شود . مثلاً اگر غده لنفاوي دست را برش داديم و دانه هاي مرواريدي ديديم دست را هم حذف مي كنيم .

قضاوت : سل مزمن عمومي مثل سل حاد است و كل لاشه ضبط مي شود .

سل مخملي :

از انواع سل حاد است . اگر روي ضايعات دست بكشيم مثل پارچه مخمل حالت پرز داشته و ضايعات آن تقريباً قرمز رنگ است . اين ضايعات وقتي به مرحله مزمن برسند درشت تر شده و حالت آهكي Calcification پيدا مي كنند كه همان سل مرواريدي را تشكيل مي دهند . در صورت مشاهده ضايعات مخملي ، سل حاد مي باشد .

قضاوت : حذف كلي لاشه صورت مي گيرد .

سل استخواني :

سل مزمن عفوني است و در گاوهاي مسن كه اغلب هم شيري هستند يافت مي شود . در اين بيماري جراحات در مغز استخوان و بيشتر در مناطق ستون فقرات ايجاد مي شود .

ضايعات سلي بيشتر در مناطقي كه در اثر پوكي استخوان متخلل شده‌اند ديده مي شوند كه اين ضايعات بيشتر به صورت پنيري شكل هستند و براي اطمينان از وجود بيماري غدد لنفاوي نزديك محل زائده را در ستون فقرات بازرسي مي كنيم كه در صورت مثبت بودن ،‌ كل لاشه حذف مي شود .

نكته: سل در حالتيكه فرم حاد گرفته و مزمن عمومي داشته باشد حذف كلي و در غير اينصورت حذف موضعي مي شود .

تشخيص تفريقي ضايعات سلي :

1- بيماري يون ( شبه سل گاوي ) Johns Disease :

اين بيماري محدود به روده و مزانتر است و ضايعات پنيري ، آهكي معمول در غدد لنفاوي ديده نمي شود . ضمناً روده ضخامت زياد و پرخوني پيدا مي كند .

علائم بيماري يون در كالبد گشايي ، ضخامت زياد روده و پرخوني است كه در اين بيماري روده ممكن است حالت مخطط پيدا كند كه به آن Zebra line مي گويند .

2- لنفادئيت كازئوز ( شبه سل گوسفندي ) Caseous Lymphadenitis :

در اين بيماري ضايعات بيشتر در غدد لنفاوي سطحي وجود دارند كه به حالت چرك سبز رنگ هستند . در ضايعات كهنه چرك به صورت ورقه ورقه و آهكي خواهد بود كه اصطلاحاً حالت پيازي پيدا مي كند .

3- اكتينو باسيلوز :

در اكتينوباسيلوز ضايعات به صورت دانه هاي برجسته و ساچمه اي در غدد لنفاوي وجود دارند و يك كپسول ليفي ( از بافت همبند ) دورشان قرار دارد و بيشتر ضايعات در غدد لنفاوي عقب حلقي هستند

4- ضايعات انگلي و آبسه ها :

از اينگونه ضايعات هنگام برش معمولاً چرك سبز از آنها خارج مي شود و كاملاً از ضايعات سلي به راحتي قابل تفكيك هستند .

11- بيماري يون (شبه سل گاوي ) John’s Disease :

بيماري مزمن در گاو است كه به آن شبه سل گاوي يا اسهال مزمن ميكروبي مي گويند . در بز و گوسفند هم گزارش شده است . عامل آن باكتري Mycobacterium Paratuberculosis است .

علائم باليني :

لاغري مفرط ، اسهال متناوب سياهرگ و گازدار و بدبو ، اِدِم زير فك ، رنگ پريدگي مخاطات و ضعف و لاغري .

ضايعات كالبدگشايي :

لاغري مفرط لاشه ، ضخيم شدن و چين هاي فراوان در مخاط روده ، تورم غدد لنفاوي روده كه ممكن است در آنها ضايعات چركي ديده شود ولي اين ضايعات آهكي نشده اند .

قضاوت :

اگر لاشه دچار لاغري مفرط شده باشد ضبط كلي انجام مي گيرد و در غير اينصورت بوسيله آزمايشات كمكي ميزان رطوبت لاشه را تخمين مي زنيم و اگر ميزان رطوبت بيش از حد بود حذف كلي لاشه و در غير اينصورت لاشه به مصرف رسيده ولي در هر حال ارگانهاي آلوده كه شامل روده ها و غدد لنفاوي مربوط مي باشند حذف مي شوند . گاهي اوقات معده گاوها نيز درگير مي شود كه آن هم حذف مي شود

12- سالمونلوز Salmonellosis :

عامل آن سويه هاي مختلف Salmonella Spp است .

سالمونلوز بيماري زئونوز است و در همه حيوانات و انسان ايجاد مي شود و كنترل اين بيماري بسيار مشكل است . در دامهاي كشتاري بازرسي قبل از كشتار بسيار مهم است بخصوص در مورد گوساله ها كه همراه با پلي آنتريت ، اسهال ، لنگش و گاهي تب مي باشد .

علائم پس از كشتار در صورت حاد بودن بيماري عبارتند از : آنتريت و پرخوني و تورم روده ها و غدد لنفاوي مزانتريك ،‌نكروز سطحي در كليه و كبد ، هايپرپلازي طحال (‌بزرگ شدن طحال ) و پلي آرتريت . اگر مشكوك به سالمونلوز شديم بايد تست ميكروبي انجام دهيم و اگر سالمونلوز حاد باشد در نمونه برداري از كليه ، كبد ، خون و ماهيچه ها ميكروب يافت خواهد شد و در صورتي كه سالمونلوز مزمن باشد فقط از كبد ، كيسه صفرا و روده ها مي توان آنرا جدا كرد ، كه همين اُرگانها نيز حذف مي شوند .

در مدت آزمايشات ميكروبي لاشه ضبط موقت مي شود و در سردخانة بالاي صفر نگهداري مي شود تا جواب آزمايشات برسد .

لاشه هايي كه بصورت اوليه دچار سالمونلوز ( آلودگي با سالمونلا ) هستند تعدادشان بسيار كم است و لاشه هايي كه بطور ثانويه به سالمونلا آلوده مي شوند بسيار بيشتر مي باشند . به هر جهت اگر لاشه ها آلوده به سالمونلا تشخيص داده شوند ، آلودگي چه اوليه باشد و چه ثانويه ، لاشه بايد ضبط شود .

13- پاستورلوز Pasteurellosis :

بيماري عفوني است كه انواع مختلف حيوانات ، پرندگان و انسان مي توانند به آن مبتلا شوند ، عامل آن سويه هاي مختلف پاستورلا Pasteurella Spp است . علائم باليني آن در حيوانات مختلف و حالت مختلف بيماري بسيار متنوع است .

ضايعات نعشي :

عبارتند از :

كانونهاي خونريزي در روي اندامهاي مختلف و بخصوص پرده جنب ، آندوكارد و كليه ها

ترشحات فيبريني ، چركي روي كبد ، كليه ، طحال و پردة جنب

تورم و ضايعات حاد توأم با خونريزي در روده ها

در شكل ريوي پرخوني در مخاط ناي و نايژه ها و بافت ريه و تورم غدد لنفاوي ريوي

قضاوت :دامهاي مبتلا به پاستورلوز بايد در سالن دامهاي مشكوك كشتار شوند و در صورت تأييد بيماري كل لاشه حذف خواهد شد .

14- پلوروپنوموني مسري Pleuropneumonia :

بيماري عفوني در گاو است كه به شكل تورم مزمن ريه و پرده جنب تظاهر پيدا كرده و علائم باليني مشخصي ندارد ، به جز اشكال در تنفس و تنفس صدادار .

ضايعات كالبد گشايي :

شامل ديده شدن مراحل مختلف ضايعات پنوموني در ريه و غدد لنفاوي مربوط و پرده جنب است . همچنين تورم ، كانون هاي كبدي شدن ، ترشحات فيبريني و در مراحل پيشرفته كانون نكروزه در ريه و غدد لنفاوي مربوطه .

قضاوت :در صورتي كه بيماري در مرحله بحراني بوده و همراه با پرخوني ، تب و عوارض عمومي باشد ضبط كلي و در غير اينصورت تنها ضبط ريه و پرده جنب صورت مي گيرد .

15- پيروپلاسموز (بابزيوز ) ‍Piroplasmosis يا Babesiosis :

بيماري انگلي خون است . عامل آن گونه هاي مختلف بابزيا است ( Babesia Spp )

علائم بيماري :

شامل هموگلوبينوري ، زردي ، كم خوني ، تب بوده و خون بدن بصورت آبكي و رقيق است .

ضايعات كالبدگشايي :

شامل خون آبكي و رقيق در لاشه ، عضلات رنگ پريده ، زردي لاشه كه بويژه روي بافت چربي مشخص است‌ ، تورم طحال ، كبد ، كليه و قلب ، زرد بودن پريكارد ، متسع بودن مثانه كه ممكن است حاوي ادرار تيره رنگ يا قرمز رنگ باشد .

قضاوت :

در صورت مظنون شدن به بيماري ، لاشه و ضمائم آن بطور موقت ضبط مي شود و اگر توسط آزمايشات ميكروسكوپي خون ، وجود بابزيا مثبت بود ضبط كلي صورت مي گيرد ، در غير اينصورت بعد از 24 ساعت آزمايشات كمكي و تست زردي انجام مي گيرد و اگر در همان لحظه اول بازرس در تشخيص بابزيوز ترديد نداشت ضبط لاشه و ضمائم آن ضروري مي باشد .

16- هاري Rabies :

بيماري ويروسي خطرناك و زئونوز مي باشد . نحوه انتقال آن در انسان از راه گاز گرفتگي و خراشهاي جلدي مي باشد . از نظر علائم باليني انواع مختلف دارد و نظر به اهميتي كه تشخيص اين بيماري در قبل از كشتار دارد علائم آن بايد به طور كامل بررسي شود .

ضايعات كالبد گشايي :

متأسفانه اين بيماري ضايعات نعشي مشخصي ندارد و فقط مي توان به پرخوني و گاهي خونريزي در پرده هاي مغز و بافت مغزي و گاهي اثر زخم و گاز گرفتگي اشاره كرد . براي تشخيص صد در صد هاري نمونه برداري از مغز و ديدن اجسام نگري ( Negri Bodies ) در سلولهاي هرمي شكل مغز است كه در زير ميكروسكوپ به صورت دانه هاي قرمز رنگ در سيتوپلاسم مغز ديده مي شود .

در صورت مظنون شدن به هاري بلافاصله بايد حيوان مشكوك را از ساير حيوانات جدا كرده و مدتي نگهداري كنيم تا پس از بروز عوارض و تشخيص قطعي بلافاصله دام معدوم شود و در مورد اين بيماري گزارش به سازمان ضروري است .

17-كلستريديومها Clostridums :

اصولاً كلستريديومها با سه پاتوژنز در بدن ايجاد بيماري مي كنند . دسته اول بافت هاي بدن حيوان را مورد هجوم قرار مي دهند .

دسته دوم در دستگاه گوارش تكثير شده و سم توليد مي كنند . دسته سوم در مواد غذايي ايجاد سم و فساد مي كنند .

1ـ17 ــ هموگلوبينوري باسيلي Bacillary Haemoglibinuria

عامل آن Clostridium Haemolyticum است و در گاو و گوسفند توكسمي ايجاد مي كند . علائم بيماري شامل همان هموگلوبينوري ، زردي ، تب و سكته ( Infarction ) در سطح كبد است . در اين بيماري عوامل مساعد كننده مثل انگلهاي كبدي و يا نكروزهاي كبدي هم نقش دارند .

ضايعات كشتارگاهي :

الف) زردي ب) ادرار قهوه‌اي رنگ در مثانه

ج) ادم ژلاتيني در زير پوست د) نكروز وسيع كبد همراه با پرخوني در اطراف نقاط نكروزه

قضاوت :

در مورد اين بيماري و تمام بيماريهاي ناشي از كلستريديوم ها قضاوت ، حذف كلي لاشه است .

2ـ17 ــ شاربن علامتي :

عامل آن Cl. Noveii است:

عامل بيماري از راه آب ، غذا و همچنين از طريق نفوذ در زير پوست ايجاد بيماري مي كند . ضايعه بيشتر در عضلات ديده مي شود و عضلات حلقي ، گلوتئال ، سينه و شانه دچار نكروز مي شوند .

بيماري در گاو بيشتر و در گوسفند كمتر بروز مي كند . در اين بيماري حالت خاصي به نام تورم گازدار زير جلد ( Criptant Swelling ) وجود دارد كه اگر دست را روي پوست بكشيم صداي خش خش شنيده مي شود . علائم ديگر مانند نفخ شديد دام ، بوي تعفن از لاشه ، ادم ژلاتيني زير پوست و تورم كبد و كليه و قلب مي باشد . ضايعات تيپيك در اين بيماري نكروز عضلات است كه عضلات به صورت اسفنجي در مي آيد .

قضاوت :

حذف كلي لاشه صورت مي گيرد .

3 ـ 17 ــ سياه مرض ( قانقاريا) ـ ( Black Disease ) :

عامل اين بيماري Cl. Noveii Type B است.

در اين بيماري مرگ سريع ايجاد مي شود . در كالبد گشايي نكروز وسيع كبد و پريكارد وجود دارد . مايع داخل پريكارد اگزوداتيو و خونابه مانند است . پرخون بودن كيسه صفرا از علائم ديگر اين بيماري است كه اصطلاحاً به آن زهره پُري هم مي گويند . در اين بيماري عوامل مستعد كننده مانند انگلهاي كبدي نقش مهمي دارند .

قضاوت :

حذف كلي لاشه صورت مي گيرد .

4 ـ 17 ــ Enterotoxemia :

عامل آن Cl.Perfringens Type D است .

ضايعات كشتارگاهي بيماري عبارتند از پرخوني قلب و ريه ، وجود مايعات خون‌آلود اگزوداتيودر پريكارد ، خونريزي در آندوكارد ، قلوه نرمي ( Pulpy Kidney ) و مهمترين علامت علائم گوارشي مانند تورم روده و پرخوني روده و اسهال شديد است .

قضاوت : حذف كلي لاشه است .

5 ـ 17 ــ كزاز Tetanus :

عامل آن Cl. Tetani است كه توليد هاگ (Spore) بسيار مقام مي كند. مسئول ضايعات در اين بيماري توكسيني است كه ميكروب توليد مي كند .

علائم بيماري :

بيرون زدگي و پرولاپس پلك سوم ، كشيدن سر به جلو ، سيخ شدن گوشها ، اشكال در راه رفتن كه به اين حالت اسب چوبي Wooden Horse هم مي گويند . در مراحل انتهايي بيماري ، قفل شدن فكها Locky jaw بروز مي كند و درنهايت مرگ ايجاد مي شود . علائم واضحي در بازرسي پس از كشتار اين بيماري ديده نمي شود و بازرسي قبل از كشتار در اين بيماري اهميت زيادي دارد .

ضايعات غير اختصاصي در لاشه عبارتند از :

Fatty Changeبخصوص در كبد و گاهي كليه و قلب ، خونريزي پتشي روي سطوح سروزي ، ممكن است لخته شدن خون هم با تأخير صورت بگيرد.

قضاوت :

حذف كلي لاشه صورت مي گيرد .

ضايـعـات انـگـلي :

1- فاسيولوز يا ديستوماتوز Fasciolosis – Distomatosis :

بيماري انگلي مجاري صفراوي كبد حيوانات اهلي و گاهي ساير موجودات و نيز انسان است . عامل آن دسته اي از كرمهاي پهن و برگي شكل از خانواده فاسـيولا Fasciola است كه شايع ترين آنها عبارتند از : فاسيولا هپاتيكا Fascilola Hepatica كه 3 – 5/2سانتيمتر است و ديگري فاسيولا ژيگانتيكا Fasciola Gigantica كه اندازه آن حدود 5 – 5/4 سانتيمتر اندازه دارد .

كرم بالغ در مجاري صفراوي تخم ريزي مي كند و تخم از طريق مدفوع صفراي حيوان دفع مي شود .

متاسركرها جرم عفوني و پاتوژن هستند و زمانيكه وارد بدن مي شوند بعد از ورود به كبد بعضي از آنها بالغ شده و برخي هم با مقاومت بافتي روبرو شده و آهكي مي شوند . ممكن است متاسركرها به طور غير طبيعي به نسوجي مانند كليه و طحال هم بروند ولي بالغ نخواهند شد .

علائم باليني :

كاهش شير و افت گوشت ولاغري ، كم خوني ، پيدايش ادم بويژه در ناحيه سينه ، شكم ، حلق و ريزش پشم‌.

ضايعات نعشي :

اكثراً در كبد است و به صورت تورم ، چسبندگي كپسول كبد ، سيروز كبدي ، وجود كانونهاي نكروزه و خونريزي در پارانشيم كبد ، اتساع و ضخامت مجاري صفراوي كه ممكن است حالت آهكي هم پيدا كرده باشند ديده مي شود كه پس از دادن برش به اين مجاري از آنها مايع غليظ سبز و يا قهوه اي كه اكثراً كرمها هم همراه آنها هستند خارج مي شوند .

گاهي ممكن است با مصرف كبد آلودة حاوي انگل ، انگل وارد حلق و حنجره شده و به آنجا بچسبد و ناراحتي ايجاد كند و حتي در بچه ممكن است سبب خفگي شود ولي انسان مانند ساير حيوانات ميزبان اصلي است يعني از راه خوردن كرم بالغ آلوده نمي شود بلكه از راه خوردن متاسركر ( نوزاد كرم ) بخصوص با مصرف سبزيجات آلوده مبتلا مي شود .

قضاوت :

بسته به شدت آلودگي تمام و يا قسمتي از كبد حذف مي شود . در كبد آلوده گوسفند معمولاً همه كبد را حذف مي كنند .

علت ضبط شدن كبد هم بيشتر بخاطر حالت سفت شدن كبد و سيروزي كبدي است كه كيفيت خوراكي كبد را پايين مي آورد .

2- ديكروسوليازيس Dicrocoeliasis :

اين بيماري مخصوص مجاري صفراوي نشخواركنندگان و انسان است و توسط دسته اي از كرم هاي پهن ( ترماتودها ) از خانواده Dicrocoeliadae منتقل مي شود كه گونه مهم آن انگل Dicrocoelium Dendriticum است . اين انگل حدود 5/1 – 5/0 سانتيمترطول دارد .

ميزبان هاي واسط اين انگل مورچه و حلزون هستند . ميزبان نهايي چه انسان و چه نشخوار كننده با خوردن ميزبان دوم ( مورچه ) آلوده مي شود كه باز هم متاسركر جرم عفوني است .

عوارض باليني و ضايعات نعشي در اين بيماري شبيه به فاسيولوز است .

قضاوت :

به علت كوچك بودن كرم و تعداد زياد اين انگل در كبد و همچنين شبيه بودن رنگ آن با رنگ پارانشيم كبد ، اصلاح كبدهاي آلوده بسيار مشكل است . بنابراين كبد آلوده ضبط كلي خواهد شد .

3- ساركوسپوريديوز Sarcosporidiosis ‌:

از آلودگيهاي تك ياخته اي است و از بيماري هاي انگلي است كه در انسان ، پرندگان و حيوانات يافت مي شود و فاقد علائم باليني مشخص است .

سگ و گربه ميزبان نهايي و بقيه ، ميزبان واسط مي باشند . (‌ انسان و نشخواركنندگان و پرندگان )

اين تك ياخته ، سمي به نام ساركوسيستين دارد كه به صورت تجربي اين سم را به موش آبستن با دوز بالا تزريق كرده اند كه در موش سقط جنين ايجاد كرده است .

ضايعات كالبد گشايي :

ساركوسيستها سفيد رنگ هستند و به شكل دانه برنجي و يا بيضوي هستند . اين دانه ها ابتدا بسيار ريز هستند ولي به تدريج بزرگتر شده و به شكل دانه برنجي قابل رؤيت مي شوند . اكثراً در مري و در سطح داخلي ماهيچه هاي بين دنده اي و ديافراگم به چشم مي خورند . در گوسفند چون لاشه شقه نمي شود بايد دو قسمت لاشه را كمي باز كرده و سطح داخلي دنده ها را بررسي كنيم .

قضاوت :

در آلودگيهاي خفيف ضبط موضعي و در آلودگيهاي شديد ضبط كلي لاشه صورت مي گيرد .

4- سيستي سركوزيس Cycticercosis :

سيستي سركوزيس از بيماريهاي مهم انگلي است . فرم بالغ اين انگـل در روده انسـان و نام Teania Saginata است كه در فارسي به آن كرم كدو هم مي گويند . نوزاد آن به فرم كيستي شكل در عضلات گاو قرار دارد و به آن Cysticercus Bovis مي گويند . كرم بالغ روزانه تعداد زيادي بند دفع مي كند كه حاوي مقدار زيادي تخم هستند . در صورتي كه اين تخمها توسط ميزبان واسط بلعيده شوند در بدن باز شده و از راه روده ها وارد سيستم گردش خون و يا سيستم لنفي شده و خودشان را به عضلات مي رساند و تشكيل كيست مي دهند

سيستي سركها گرد يا بيضي هستند و بصورت كيسه هاي آبكي هستند كه حاوي يك Scolex ( به صورت نقطه اي سفيد داخل كيستها ) مي باشند و معمولاً يك كپسول از جنس بافت پيوندي كه حاصل مقاومت ميزبان است دورشان ديده مي شود . مراحل مختلف انگل از فرم سر سوزني تا حالت كلسيفيه شدن در يك لاشه ممكن است ديده شود . ابعاد انگل حدود mm 6-2 * mm 10-6 است . اين انگل اكثراً در ماهيچه هايي كه فعاليت بيشتري دارند مانند عضله قلب ، عضلات جوشي ، عضلات سه سربازو ( Triceps ) و زبان ديده مي شود و انسان با خوردن گوشت آلوده به كيست به بيماري مبتلا مي شود . اين انگل علائم باليني خاص در حيوان ايجاد نمي كند . تشخيص اين انگل از كيست هيداتيد ، ذرات چربي ، ضايعات سل و اكتينوباسيلوز مهم مي باشد . در كيست هـيداتيد معمـولاً چنديـن Scolex ديده مي شود . ذرات چربي را مي توان با كشيدن لبه چاقو روي بافت به راحتي از بافت جدا كرد ولي انگل به راحتي جدا نمي شود . در بيماري سل و اكتينوباسيلوز هم ، درگيري غدد لنفاوي به تشخيص ضايعه كمك مي كند .

قضاوت : در موارد زير ضبط كلي صورت مي گيرد :

1-وجود بيش از 10 كيست در لاشه

2-وجود بيش از سه كيست در يك برش به اندازه كف دست

ولي در اكثر موارد آلودگي خفيف مي باشد و حتي وجود يك كيست را هم بعنوان آلودگي خفيف تلقي مي كنيم و در اين مورد سالم سازي لاشه صورت مي گيرد كه در اين صورت لاشه را ضبط موقت مي كنيم .

روشهاي سالم سازي :

1-پختن و حرارت دادن به طوريكه دماي عمق لاشه به 70 ــ 60 درجه سانتيگراد برسد .

2-نمك سود كردن : در اين حالت لاشه را قطعه قطعه كرده و در آب نمك 25 درصد به مدت 3 ــ 2 هفته قرار مي دهيم .

3-استفاده از سرما : در اين روش لاشه را به مدت 10 روز در دماي 10- درجه قرار مي دهند كه در اين صورت كيستها غير فعال خواهند شد . ( 15 روز در 5- درجه يا 6 روز در 15- درجه )

انجام روش اول و دوم در كشتارگاه معمولاً مقدور نيست و استفاده از روش سوم در كشتارگاه مرسوم است .

5- هيداتيدوز Hydatidosis :

عامل اين بيماري انگل اكينو‌كوكوس گرانولوزوس (Echinococcus Granulosus ) است . ميزبان اصلي اين بيماري سگ و ميزبان واسط آن نشخواركنندگان و انسان مي باشند . انگل در بدن ميزبان اصلي به فرم كرمي شكل و در بدن ميزبان واسط به فرم كيست ديده شده و بيشتر در كبد ، ريه ، قلب ، كليه و احشاء داخلي ايجاد مي شود ولي اين كيست حتي روي عضلات ، مغز و استخوان هم ديده شده است . اين كيست 2 لايه است و داخل آن مايع هيداتيد است و در صورتيكه كيست عفوني باشد حاوي ذراتي است كه به آن شن هيداتيد گويند كه در واقع همان اسكولكس ها ( Scolexs ) هستند كه از لايه داخلي كيست جدا شده اند و هركدام مي توانند ايجاد يك انگل كنند .

قضاوت :

در صورت خفيف بودن ضبط ارگان آلوده و در صورت آلودگي شديد و يا لاغري بيش از حد ، ضبط كلي لاشه صورت مي گيرد .

6- سيستي سركوز تنيو كوليس Cysticercus Tenuicollis :

عامل اين بيماري انگل Taenia Hidatigena است . اين انگل در فرم بالغ در روده سگ قرار دارد . در مرحله نوزادي به فرم كيست در بدن گوسفند ، گاو و خوك وجود دارد . اين كيست بزرگ بوده و اندازه آن به 8 ــ 5/7 سانتيمتر مي‌ رسد . اين انگل زئونوز نيست . كيست بيشتر در سطوح سروزي ، مزانتر ، كبد ، صفاق ، ريه و طحال ديده مي شود و به فرم گلابي شكل و آويزان از اندام تظاهر پيدا مي كند . داخل كيست حاوي مايع و يك Scolex بزرگ است كه با چشم غير مسلح به راحتي ديده مي شود .

قضاوت : چون انگل زئونوز نيست ، احتياج به حذف ارگان نمي باشد و تنها برداشت انگل و كمي از بافت اطراف آن كفايت مي كند .

7- سيستي سركوز اويس Cysticercus Ovis :

انگل بالغ Taenia Ovis نام دارد و در روده سگ زندگي مي كند . كيست آن به نام Cysticercus Ovis در بدن گوسفند ديده مي شود و محل تشكيل بيشتر در قلب و عضلات است . اين انگل در زير پريكارد به راحتي ديده مي شود و حتي نياز به برش قلب نيست . اين بيماري زئونوز نمي باشد .

قضاوت :

اگر تعداد كيست در قلب و عضلات كمتر از 5 باشد كيستها برداشته شده و لاشه مصرف مي شود و در غير اينصورت ضبط كلي صورت مي گيرد .

8- سنروس سربراليس Coenurus Cerebralis :

انگل بالغ Taenia Multiceps نام دارد و در روزده سگ زندگي مي كند و ايجاد چرخش و عدم تعادل مي كند . حالات رفتاري دام تغيير كرده و تحريك پذير مي شود . اين انگل چون تمايل زيادي به بافت عصبي دارد بيشتر در مغز و اعصاب كيست توليد مي كند . اين انگل زئونوز نيست ولي موارد نادري در انسان ديده شده است . در مواردي اين كيست در عضلات بُز ، محوطه لگني و گردن هم ديده شده است

قضاوت : حذف سر صورت مي گيرد .

انگلهاي ريوي :

1ـ مولريوس Muellerius :

گونه مهم آن Muellerius Capillaris است كه در گوسفند وجود دارد ولي در بز هم بيماري ايجاد مي كند . اين انگل در پارانشيم ريه قرار دارد و در مجاري موجود نمي باشد و در پارانشيم ايجاد ندولهايي مي كند كه خاكستري رنگ است و شبيه آدنوماتوز ريه است كه بايد ضايعه برش داده شود و انگل درون آن مشخص شود .

قضاوت : ضبط ريه است .

2ـ Protostrongylus :

در گوسفند و بُز گونة Protostrongylus Refescens وجود دارد و بيشتر در مجاري و آلوئولها و برونشيونها ديده مي شود . اين انگل قرمز رنگ است و در برخي موارد باعث التهاب ريه هم مي شود .

قضاوت : حذف ريه است .

3ـ Dictycoulus :

انگل ريوي است . گونه هاي آن در گوسفند Dictyocoulus Filaria و در گاو Dictyocoulus Viviparus است كه در ريه ايجاد ضايعات عمومي و حالتي شبيه پنوموني مي كنند . اين انگل در مجاري وجود دارد . سفيد رنگ است و اندازه آن 8 ــ 3 سانتيمتر است .

قضاوت : حذف ريه است .



ارسال توسط ابوالفضل معصومی

اسلایدر